سايت شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

خانه| نشريه  |درباره ما|درباره ما| ارتباط | 









دكترافشين رضاعي

تازه‌هاي ديابت قندي
اثر Ginseng بر روي ديابت

طب سنتي و گياه درماني چيني، امروزه يكي از پرطرفدارترين روش‌هاي درماني و سلامتي بخش به شمار مي‌رود. يكي از داروهاي چيني كه تقريبا بيشتر افراد در مورد آن مطالبي نوشته يا خوانده اند. جينسينگ Ginseng)) است كه قدمت استفاده از آن به عنوان دارو براي درمان بسياري از بيماري‌ها و اختلالات فيزيولوژيك به بيش از چهار هزار سال مي‌رسد. در طب سنتي چيني از اين دارو بيشتر براي كاهش ميزان استرس استفاده مي‌شود. اين دارو به عنوان يك تطبيق دهنده يا آداپتوژن (Adoptogen) عمل مي‌كند كه قادر است بدن را تقويت كرده و ان را در برابر آسيب‌هاي ناشي از تغييرات احتمالي حين فعاليتهاي شديدورزشي محافظت كند. هفت گونه اصلي اين گياه تاكنون شناخته شده است كه در اين ميان جينسينگ آسياييPanax Ginseng)، جنسينگ آمريكايي ( Quinquefoluis  Panax) و جنسينگ ژاپني ( Japanese Ginseng ) بيش از ديگر گونه‌هاي موجود مورد استفاده دارويي قرار ميگيرد. نام پاناكس (Panax) از ريشه لفت يوناني به معني «دواي هر درد» گرفته شده است با توجه به اين كه جنسينگ از نظر ظاهري كمي‌شبيه بدن يك انسان است اين باور هميشه در ميان مردم وجود داشته كه ريشه انسان يا همان جنسينگ، قادر است بيماري‌هاي تمام قسمت‌هاي بدن را درمان كند و باعث تقويت بدن شود. امروزه تاثيرات مفيد اين داروي گياهي در افزايش سطح انرژي، رفع خستگي فيزيكي، كمك به درمان بيماري‌هاي قلبي و عروقي، ديابت و هم چنين برطرف كردن خستگي رواني و استرس مشخص شده كه اين داروي گياهي قادر است با بهبود و عملكرد مغزي، ارتقاء قابليت‌هاي شناختي در افراد مبتلا به كاهش حافظه دوران سالمندي را نيز در پي داشته باشد.
تركيبات شبه استروئيدي كه به نام ساپونين گليكوزايد (Saponin glycocsides) جينسنوسايد (Ginsenoside) معروف است در ريشه اين گياه يافت مي‌شود. جينسنوسايد يكي از مواد فعال موجود در جينسينگ است كه مي‌تواند با افزايش پاسخ دهي و حساسيت سلول‌ها نسبت به انسولين، باعث بهبود متابوليسم كربوهيدرات‌ها و تامين بهتر انرژي مورد نياز براي عملكردهاي سلولي و در نتيجه فعاليتهاي عضلاني شود. علاوه بر اين با افزايش پاسخ دهي سلول‌ها به انسولين به واسطه جينسنوسايد، نقش آنابوليكي انسولين با قابليت بالاتري انجام مي‌شود اين مسئله ورود ومتابوليسم بهتر اسيدهاي آمينه در سلول را در پي داشته و بدين ترتيب توسعه بافت عضلاني را در افراد ورزشكار بهبود مي‌بخشد. نتايج حاصل از چندين مطالعه نشان مي‌دهند كه تركيبات فعال موجود در جينسينگ با افزايش سطح فاكتور رشد شبه انسوليني IGF1 ( Insuline-Like Growth Factor )
سنتزپروتئين‌هاي بافتي را افزايش داده و توسعه بافت عضلاني را تسهيل مي‌كند.
مصرف عصاره جينسينگ 40 دقيقه پيش از دريافت مواد قندي، باعث مي‌شود افزايش قند خون با مصرف مواد قندي 10 تا 15درصد نسبت به ساير مواقع كمتر باشد هم چنين ميزان قند خون ناشتاهم با مصرف جينسينگ كاهش مي‌يابد اين مساله نشان دهنده ويژگي خاص اين ماده در كنترل قند خون است. اين تاثير جينسينگ باعث مي‌شود پس از مصرف مواد قندي، انسولين خون به شدت و ناگهاني بالا نرود. به همين ترتيب سطح قند نيز پس از ورود مواد قندي به خون افت شديدي پيدا نمي‌كند و احساس ضعف و تخليه انرژي ديرتر پديدار مي‌شود. اين ويژگي‌ها باعث مي‌شود ورزشكار بتواند براي مدت بيشتري به ورزش خود ادامه دهد. البته برخي ديگر از تاثيرات دارويي عصاره جينسينگ شامل مواد زير مي‌باشد. افزايش توان كاري در افراد سالمند، تمركز حواس بهتر، سرعت در يادآوري محفوظات و درك سريعتر مفاهيم، افزايش توان جنسي، افزايش سطح هوشياري، برطرف كردن اختلالات هورموني در زنان پس از دوران يائسگي، افزايش سطح انرژي، افزايش طول عمر...

قهوه و ديابت نوع 2
ديابت نوع دو با مقاومت به انسولين يا با ترشح غيرنرمال انسولين، در نتيجه كاهش ورود گلوكز به سلولهاي بدن تشخيص داده مي‌شود افراد دچار‌هايپرگليسمي‌مزمن، مقاوم به انسولين يا مبتلا به ديابت نوع 2 خطر بيشتري براي بيماريهايي نظير فشار خون بالا،ديس لپيدمي‌ و بيماري قلبي دارند. اگرچه فاكتورهاي ژنتيكي ممكن است در اتيولوژي ديابت نوع دو نقش داشته باشد اما ارتباط قوي بين ديابت نوع دو و فاكتورهاي اصلاح پذير نظير رژيم غذايي وجود دارد در بين چندين فاكتور موجود در رژيم غذايي، قهوه يكي از اجزاي رژيم غذايي با اثر كاهش خطر بيماريهاي مزمن از جمله ديابت نوع دو پيشنهاد مي‌شود. قهوه حاوي بيش از هزار تركيب نظير كافئين (تركيب پايه)، تركيبات پلي فنوليك (كلروژنيك اسيد، كوئنيدها ) املاح و ويتامين‌ها (منيزيم، پتاسيم، منگنز، كروم و نياسين) و فيبر و چندين تركيب ديگر موثر بر متابوليسم گلوكز است. مطالعات اپيديولوژيك   ارتباط بين مصرف قهوه و ديابت نوع دو را بررسي كردند و بسياري از آنها كاهش خطر ديابت نوع دو را با مصرف مكرر قهوه نشان دادند بعضي مطالعات هم اين ارتباط معكوس را نديده اند حتي در تحقيقي كه بر روي جمعيت با شيوع بالايي ديابت نوع 2 انجام شد هيچ اختلالي را بين افراد مصرف كننده قهوه و كساني كه هرگز قهوه ننوشيده اند گزارش نكرد عليرغم اين مطالعات، مطالعه مروري سيستماتيك از چندين مطالعه كوهورت ارتباط معكوس بين نوشيدن قهوه و خطر ديابت نوع 2 را نشان داد.
از بين مواد تشكيل دهنده قهوه، كافئين (1،3،7 تري متيل گزانتين) داراي اثرات فيزيولوژيك و فارماكولوژيك بسياري به ويژه كاهش خواب و تحريك كنندگي است محل متابوليزه شدن كافئين كه منجر به توليد پاراگزانتين (84%)، تئوبرومين (12%) و تئوفيلين (4%) مي‌شود هر كدام از اين تركيبات نقشهاي فيزيولوژي متفاوت دارند بدين صورت پاراگزانتين: افزايش ليپوليز.
تئوبرومين: اثر گشادكنندگي عروق، افزايش حجم ادرار، تئوفيلين: كنترل متابوليسم گلوكز.
مطالعات متعددي ارتباط مثبت معني دار بين دريافت قهوه بدون كافئين و ديابت نوع دو را گزارش كردند در يكي از تحقيقات مصرف قهوه كافئينه و بدون كافئين هر دو منجر به كاهش غلظت c- پپتيد و افزايش حساسيت به انسولين شد، بنابراين تركيبات ديگر قهوه به غير از كافئين براي اين پاسخ پيشنهاد شد.
نظريه‌هاي موجود اثر احتمالي قهوه بر چاقي و حساسيت به انسولين كه از فاكتورهاي خطر ديابت هستند را مطرح مي‌كنند. چندين مطالعه نشان دادند كه مصرف قهوه ترموژنزيس    (گرمازايي) را تحريك مي‌كند و در برخي از آنها ارتباط معكوس بين دريافت قهوه وافزايش وزن وسيري بررسي شده است. به علاوه قهوه باعث تحريك ترشح ليپيدهاي دستگاه گوارش نظير GLP-1 (ليپيد مشابه گلوكاگن -1 ). GIP (ليپيد مهاري معده) شده كه منجر به كاهش جذب گلوكز از روده مي‌شود، در ضمن، اثر ساير تركيبات قهوه به جز كافئين بر حساسيت انسولين بررسي شده است. قهوه منبع اصلي پلي فنول اسيد كلروژنيك است كه مي‌تواند بر متابوليسم گلوكز اثر متمايزي بدين شرح داشته باشد افزايش حساسيت انسولين و مهار جذب گلوكز، مهار و تاخير عملكرد آلفا گلوكوزيداز، مهار انتقال دهنده‌هاي گلوكز روده اي كاهش يا مهار انزيم گلوكز 6 فسفاتاز. تحقيقات زيادي ارتباط بين منيزيم و حساسيت به انسولين را بررسي كردند هر فنجان قهوه حاوي 7mg منيزيم است كه در هموستاز گلوكز نقش دارد.

تاثير دارچين بر روي ديابت
تيمي‌از محققان به بررسي اثر دارچين در كاهش قندخون در افراد ديابتي نوع دو وغيرديابتي پرداختند. در دوبررسي ديده شد كه دارچين سطح قند خون را نسبت به دارونما بهتر پائين مي‌آورد. هم چنين در مطالعه اي كاهش در سطح قند خون ناشتا ديده شد در مطالعه ديگر كاهش 15درصدي در ميزان قندخون ديده شد. در بررسي افراد غيرديابتي، دارچين باعث كاهش 4/8 درصدي در قند خون شده بود، محققان عنوان كردند كه با وجود اينكه نقش دارچين به عنوان يك درمان ضد ديابت به هيچ عنوان بيان نمي‌شود ولي خواص كاهش دهنده قندخون دارد و توانايي كاهش قندخون بعد از غذا را دارد.

اثر محافظتي شيرمادرعليه ديابت نوع يك
زود از شير گرفتن كودكان، معرفي شيرگاو و جايگزين آن به خطر جاي شير مادر خطر ابتلا به ديابت نوع يك را افزايش مي‌دهد هم چنين سن بالاي مادر هنگام حاملگي، تحصيلات مادر،     ، نارس بودن، بيماريهاي دوران نوزادي و عفونت و استرس هم فاكتورهاي خطر ديابت نوع يك هستند. اطلاعات مربوط به 517 كودك سوئدي (268پسر و 249دختر) و 286 كودك ليتواني (133پسر و 153 دختر) از بدو تولد تا 15 سال كه به تازگي تشخيص ديابت نوع يك در موردشان داده شده بود بررسي و آناليز شد نتايج بررسي نشان داد كه تغذيه انحصاري با شير مادر بيش از 5ماه و تغذيه با شيرمادر بيش از 7 يا 9 ماه فاكتور حفاظتي عليه ديابت نوع يك در بچه‌هاي سوئدي بوده است در كودكان ليتواني تغذيه انحصاري با شير مادر بيش از 2 ماه فاكتور حمايتي عليه ديابت نوع يك بوده است.
نتايج مطالعه تائيد مي‌كند كه تغذيه ي انحصاري با شير مادر و يا داشتن تغذيه با شير مادر فاكتور حفاظتي عليه ابتلا به ديابت نوع يك است.
تغذيه با شير مادر، نيكوتين آ، روي، ويتامين c، ويتامين D و ويتامين E به عنوان عوامل پيشگيري كننده احتمالي از ديابت نوع يك گزارش شده اند.
تئوريهاي مختلفي براي تفسير نقش ديابتوژنيك شير گاو پيشنهاد شده است مواجهه زودهنگام با انسولين موجود در شير، و به عنوان يك آنتي ژن باعث مي‌شود كه اتوايميونيتي ايجاد شده در سلولهاي بتا باقي بماند مشاهده شده در كودكاني كه علائم زودهنگام اتوايميونيتي سلولهاي بتا را نشان داد اند همين مساله موجب عدم پيشرفت تحمل نرمال در سيستم ايمني مي‌شود. بنابراين فرضيه موجود مي‌آيد كه پاسخ ايمني اوليه به انسولين گاوي در برخي افراد ممكن است به پاسخهاي اتوايميوني تبديل شود كه انسولين انساني و سلولهاي بتاي توليد كننده انسولين را هدف قرار مي‌دهند.

اثر آهن مازاد بر ديابت دو
با توجه به اينكه راديكال‌هاي آزاد موجود در بدن افراد ديابتي معمولا فراتر از ظرفيت سيستم‌هاي آنتي اكسيداني بدن آنهاست نتايج مطالعات نشان مي‌دهد آهن مازاد بر نياز در افراد ديابتي با افزايش آسيبهاي عروقي و كمك به اكسيداسيون كلسترول بد LDL زمينه عملكرد آنژيوپاتي و ماكروآنژيوپاتي را در افراد ديابتي افزايش مي‌دهد. بنابراين استفاده از مكمل‌هاي تغذيه اي فاقد آهن كه داراي ريز مغزي‌هاست براي كاهش عوارض ديابت بسيار موثر است به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه افراد مبتلا به ديابت نوع 2 معمولا در سنين بالاي 50 سال هستند و در صورتي كه مشكل دريافت مواد غذايي نداشته باشند در بيشتر موارد مقدار آهن دريافتي از طريق رژيم غذايي مي‌تواند نيازهاي روزانه آنها را پوشش دهد بدين ترتيب نياز به دريافت آن از طريق مكمل غذايي را نخواهند داشت. از طرف ديگر ميزان آهن بالاي خون با افزايش سطح راديكالهاي هيدروكسل در خون، باعث افزايش احتمال ابتلاء به سرطان ميشود. علاوه بر اين افزايش آهن خون باعث افزايش آهن آزاد (غيرمتصل به فرتيين) در خون نيز مي‌شود كه اين امرزمينه بروز آسيب‌هايي در غشاي سلولي و بافت‌هاي پروتئيني را فراهم مي‌كند.
افزايش آهن آزاد خون به جداره رگ‌هاي خوني نيز آسيب وارد مي‌كند و در محل‌هاي آسيب ديده رسوب كلسترول افزايش مي‌يابد. رسوب كلسترول بد (LDL ) با افزايش اكسيداسيون آن همراه است كه اين فرايند در نهايت به سختي عروق، افزايش فشار خون، سكته‌هاي قلبي و مغزي و نارسائي كليوي منجر مي‌شود. با افزايش آهن خون، ميزان مولكول‌هاي اكسيژن واكنش پذير( Reactive Oxqgen Species( Ros افزايش مي‌يابند به طوري كه از ظرفيت سيستم‌هاي خنثي كننده طبيعي بدن فراتر مي‌روند. اين عدم تعادل كه استرس اكسيداتيو (Oxidative Stress) نام دارد در بدن باعث ايجاد آسيب در رشته‌هاي DNA و رشد تومورهاي سرطاني مي‌شود.


www.medieine_era.com
www.gabric.ir





زير نظر هيئت رييسه شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

نشر مطالب مندرج در سايت pezeshkanomoomigilan.ir با ذکر نشاني سايت آزاد است.

version 2.0 Site Designer & dataBase creator: alirezatayari@gmail.com visitor: 2279835

 

Locations of visitors to this page