سايت شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

خانه| نشريه  |درباره ما|درباره ما| ارتباط | 


با قامتی بلند روی صحنه آبی
مجید دانش آراسته

د راتاق کارش دو قاب عکس بود. یکی هدایت و یکی چخوف . هدایت سی سال و چخوف تا آخر عمر همراه او بود. آخر اکبر رادی نمایش نامه نویسی بنام شده بود و هدایت باید جایش را به چخوف می داد. لازم به گفتن نیست که نه چخوف و نه هدایت جای هم دیگر را تنگ نمی کردند.
به ادبیات روسیه عشق می ورزید و رد پای چخوف و تورگینیف در آثارش مشهود بود. به مدد خیال از زادگاه تولستوی، چخوف و تورگینیف دیدن کرده بود و با زندگی آن ها آشنایی داشت. آن ها پطرزبورگ و اکبر رادی رشت را دوست داشت. احساساتش را در نمایشنامه هایش به تعبیر خودش «شهر آبی من» به خوبی نشان می داد. رشت برایش شهری رویایی در گذشته بود. کافه ژاله ، هتل ساووی، باغ سبزه میدان، باغ محتشم ، سینما مایاک،سینماشرق،کتابفروشی طاعتی، کتاب خانه ملی و کافه شمشاد پاتوق نویسندگان و شاعران رشت را در آثارش نشانده بود.
قبل از آمدن به من تلفن می زد که اگر برنامه ای نداری من ساعت چهار آنجا هستم. سر ساعت زنگ خانه را می زد. دوستان از من گلایه می کردند که هر وقت رادی می آید من او را قایم می کنم. گلایه ی دوستان را به او می گفتم. می خندید و می گفت:این انتقاد به من وارد است. من این طور راحت ترم مشدی مجید جان. توکه به اخلاقم آشنایی. شب تا دیر وقت از ادبیات حرف می زدیم و از کسانی یاد می کردیم که رخ در نقاب خاک کشیده بودند. همیشه به یاد گذشته از من می خواست برایش داستان بخوانم. با فضای داستان هایم آشنا بود و می دانست تمام نمایش نامه هایش را خوانده ام. پنجاه سال دوستی بی سر و صدا همراه با احترام متقابل با او داشتم.
یکی دو بار بین ما بحث نمایش نامه و داستان شده بود. من داستان را جلوتر از نمایش نامه می دیدم. دلیلم این بود که نمایش نامه مثل داستان تلفات نداده است.افاضات را که می شنید بلند می خندید.می گفت: مشدی مجید جان، خوب داری شلتاق می کنی. به قول خودت کوتی بیا که همان کوتاه بیا بود.کوتاه می آمدم. به من می گفت: نامه هایم از نمایش نامه هایم بیش تر سر زبان هاست. و از این موضوع ناراحت بود. من او را به قول فاکنر به خاطر عرق ریزی اش دوست داشتم. خوب شد در زمان حیاتش نمایش نامه هایش سر زبان ها افتاده و بارها بارها اجرا شده، به قول خودش بس کنم.
اینک او در میان ما نیست. اما آثارش هست. اکبرجان! شهر آبی تو با کوچه هایش، با مردمانش که همیشه با مهر در آثارت از آن ها یاد کردی به تو سلام می رسانند. من پیغام رسان دوستداران تو هستم: دوست من! تو با قامتی بلند روی صحنه ی آبی ایستاده ای.


زير نظر هيئت رييسه شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

نشر مطالب مندرج در سايت pezeshkanomoomigilan.ir با ذکر نشاني سايت آزاد است.

version 2.0 Site Designer & dataBase creator: alirezatayari@gmail.com visitor: 2279853

 

Locations of visitors to this page