سايت شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

خانه| نشريه  |درباره ما|درباره ما| ارتباط | 










نوشته: فرامرز طالبي




اکبر رادی،تئاترهویت و...






در آستانه ی زاد روز تولد اکبر رادی ایستاده ایم


بعد از مرگ اکبر رادی، دلمان خوش است که به هر بهانه ای – و این بار به
بهانه ی زاد روز تولدش 10 مهر ماه - یاد او را گرامی بداریم و به عبارت
دیگر به این بهانه به خود یادآور شویم و تذکر دهیم این رادمرد روشن ضمیر که
بیش از چهل سال قلم به نی نی چشمان خود زده است و همه روزه در آن اتاقک
کوچک سرد سرد در زمستان و گرم گرم در تابستان خانه اش روی میز قوز می کرد و
در خلوت خود در عرق ریزان روح هر چند صباحی دفتری تازه روی میز می گذاشت ،
همچنان نزد ماست.

او رفته است و ما مانده ایم با مجموعه ای گرانسنگ از او. میراثی که فقط
آثار مکتوب نیست بل شیوه ی کار و زندگی ، سلوک با دیگران ، نه گفتن به
ارباب بی مروت دنیا، زندگی منزه و... بخش هایی دیگر از میراث رادی است.

اگر بر این قلم اعتراض شود که منزه بودن چه ربطی به آثار نویسنده دارد،
آنگاهی می گویم، در سرزمین قصه ها و افسانه ها و متل ها وشور بختی های مکرر
و سرزمین شاهنامه و سعدی و حافظ و... منزه بودن بخت بزرگی است که بر شانه ی
هر کس نمی نشیند، آنگونه که بر شانه ی رادی نشست.



در آستانه ی روز تولد اکبر رادی ایستاده ایم.


رادی و هم نسلان او در دهه ی چهل شکل گرفته و آرام آرام شکفته شدند.

شرایط تاریخی و ساز و کار زمانه، آنان را در برابر دوران تاریخی جدیدی قرار
داده بود و آنان خود برآمده از این شرایط تاریخی بودند،مدرنیسم و سنت از
درون و بیرون، جدال آگاهانه ، ناخودآگاهانه با این شرایط .

مدرنسیم و ستیز با سنت سرآغاز بحث های سیاسی و فلسفی در دوره ی نخستین جنبش
مشروطیت ایران بود، دوره قانون خواهی و حکومت قانون، دوره ی شناخت حقوق
شهروندی و برخوردار شدن از این حقوق. اما از آغاز تاریخ انگار قانون هیچ
گاه نتوانست مترادف با عدالت شود، عدالت چیزی شد و قانون چیزی دیگر. از
آغاز جنبش مشروطیت از دوران قانون خواهان و علاقمندان به حکومت قانون،
جنبشی به حرکت درآمد که در جستجوی عدالت نیز بود و عدالت را عین قانون می
دانست. رادی به گواهی تمام آثارش همواره در ستیز با اهریمن بی عدالتی بود.
کافی است تسلطی بر آثار نمایشی رادی داشته باشی – از" روزنه ی آبی" تا
آخرین اثرش "رد پلی" - ، عدالت را در آثارش باز می شناسی.

از این رو هر کجای دنیا اگر بی عدالتی وجود د اشته باشد – که دارد ـ آثار
رادی قابل فهم است. "...آقا من که به آبروی کلمه قسم خورده ام و من که از
دریچه ،شعر ، نور وکبله آقا تکه ای از آسمان آبی را می بینم "درام" را خلق
عشق ، عدالت و روشنایی می دانم و ثبت هر کلمه را تیری صاف به قلب آن عزل
بد شگون ، که تا سایه این عزل روی زمین افتاده ، جهان در آثار من پلشت ،
سنگواره ، بی عدالت است اما پوچ نیست. پس می نویسم نه برای آن که در سایه
مرگبار غول غوطه ور شوم، بلکه به نیت آن که روح مبتلا به عزل را در آب
شفابخش صحنه بشویم."(شناختنامه ی اکبر رادی 44 . 45)

رادی نگاه ویژه ای به تئاتر داشت و از آن با عنوان " تئاتر هویت" یاد می کند.

او که به آبروی کلمه قسم خورده بود و اندام واژه ها را می شناخت و کلام او
روی صحنه ی آبی ، زبانی فاخر ،زبانی مهندسی شده ، تراش خورده و نغزبود.

نگاه رادی به تئاتر نگاهی است دست نخورده و بکر. این نگاه در این دو سه دهه هیچ گاه مورد نقد و بررسی قرار نگرفته است.

او تئاتر را صحنه ی مقدس می دانست. از این رو از تئاتر هویت حرف می زند. او
می گوید:" تئاتر هویت " کلمه ای است که این روزها کمی پژمرده اش کرده اند.
با این وجود تئاتر هویت یک تئاتر فرم نیست. ارجاع صحنه به کاخ های فرو
ریخته و تاریخ نیست . ترجمه یا تبدیل متن های کهن نیست. میتینگ ادبی
اردوگاه های شرق و غرب نیست ...در انتخاب "تم" سراغ مدل های وارداتی نمی
رود.اما تئاتر هویت جز به سازه های ملی ، زبان خاردار معاصر و قلب و مغز
جهانی بنا نمی شود. حتی در اروپای پیشرفته که درام هستی شناسانه آتنی، به
تئاتر واقعگرای ژرمنی و انواع نمایش های سنتی را پس پشت خود داشته ، با این
همه درام نویسان مدرنی از "ایبسن " و "استریند برگ" و "پیراندلو " تا
"برشت" و "فریش" و "دورنمات" از آن سر کشیده به هر عبارت سکه عصر خود را به
دنیا زده اند ( آن گاه گاهی به تاریخ و افسانه و اسطوره هم سرک می کشند)
تئاتر هویت به معنای همه جانبه یک تئاتر معاصر است که حافظه تاریخی دارد
(گذشته و آینده) سفارش اجتماعی می گیرد بر مناطق عفونی تاثیر ویرانگر می
کند. به زبان و اندیشه عاطفه دراماتیک می بخشد. رویت هلال شعر است. و چکامه
عاشقانه ای دارد. ... احکام ارسطویی دیگر قوه انتظامی بر شقاوت های صحنه
ندارد. با فرمالیزه کردن نقش ها و عایق بندی رابطه ها به جنگ آداب بورژوایی
می روند و.... "(مکالمات ، ص 141 – 146)



در آستانه ی زاد روز تولد اکبر رادی ایستاده ایم.


رادی هیچ گاه اهل پز و افاده نبود. از این رو خلوتی باشکوه داشت و در آن
اتاق کوچک کارش دنیایی را فرا چنگ خود. در چند دهه، نشریه های زمانه از
زندگی و آثارش بی خبر بودند- شاید خبر نوشته های یک هنرپیشه ی دست چندم
سینما و تلویزیون بیشتر از خبر نوشته های رادی در مطبوعات باشد – با این
حال این "مرد غریب در وطن" زمانی که بیمار شد و به بیمارستان رفت تا روز
آخر، مطبوعات که روزگار دیگری یافته بودند، بر مظلومیت او صحه گذاشتند و
دست از سر او بر نداشتند و به جا ، خبرهای او را نوشتند. رادی زمانی که
تمام کرد در بیمارستان پارس روی پاشنه به گونه ای دیگرچرخید، و نویسندگان و
کارگردان ها و بازیگران ...همه به بیمارستان آمدند.

در بیمارستان مردم وقتی چهره های سینمایی و تلویزیونی را می دیدند می
پرسیدند چه کسی تمام کرده است که این همه هنرمند به اینجا امده اند؟ وقتی
می شنیدند اکبر رادی هاج و واج می ماندند. این اسم را نشنیده بودند. تصویری
هم از او در ذهنشان حک نشده بود و مرتب سوال می کردند که بود اکبر رادی؟!
عجبا! چه جوابی داشتی که بدهی؟ هیچ !... در تشییع جنازه ی رادی در تالار
وحدت وضع ولی به گونه ای دیگر بود. جمعیت انبوه آمده بودند و جوانان تاج
گلی بودند بر سر این جمعیت ....این جمعیت به بهشت زهرا هم آمد ، غمین و
پرسشگر و خاموش.

مطبوعات آن روزها سنگ تمام گذاشتند. روزنامه ی" بانی فیلم" ویژه نامه ی به
صورت فوق العاده برای اکبر رادی چاپ کرده بود ودر تالار وحدت و بهشت زهرا
این روزنامه توسط جوانان پخش می شد.

این واقعه اتفاق نادری در مطبوعات ایران بود.

روزنامه های فوق العاده معمولا برای شخصیت های بزرگ سیاسی و یا اتفاق های
بزرگ چاپ می شد نه برای شخصیتی اهل فرهنگ و ادب !... بسیاری از بزرگان هنر
اهل این سرزمین درباره رادی نوشتند و از دست دادنش را عزایی بزرگ بر
شمردند.

د رمیان این سوگ نوشته ها یادداشتی از جواد مجابی دیدم با عنوان "نامه به
اکبر رادی: می دانستم پایان قصه چیست " این یادداشت که بسیار نیز کوتاه است
سوگ نامه برای تمامی کسانی است که "اهل سرزمین خود هستند"(2) بخشی از
یادداشت جواد مجابی را می خوانیم :"... عادت نکردیم که گریه هامان را پنهان
کنیم و خنده هامان را، حجره های نهان روح خود را بر سر این بازار بی سود و
زیان، در آثارمان در گشودیم، تو و "ساعدی" و "بیضایی" با نمایشنامه
هایتان. و دیگران با هنرها و روایت های گستاخ پر صداقت شان. تو کوتاه
نیامدی هیچ گاه، و دق مرگ شدی، از دردهای گفته و ناگفته ات. ما کوتاه نمی
آییم چون "هدایت" و "نیما "و تو کوتاه نیامدید. این یک تصمیم فردی نیست، یک
میراث ملی است. میراث فرهنگ این سرزمینی که کوتاه نمی آید در برابر جهالت و
تهاجم و ستمکاری. "



در آستانه زاد روز تولد اکبر رادی استاده ایم.


داریم عادت می کنیم که به هر بهانه یادی از اکبر رادی می کنیم . این یاد
گرفته ها آن گاه که همراه با پژوهش و بررسی همه جانبه ی آثار او باشد دیگر
نه فقط یادمان اکبر رادی و آثارش، بل یادمان فرهنگ این سرزمین سر به مهر
نیز هست.



رشت 30 شهریور 1389




(1) اولین روزنامه ی فوق العاده با عنوان روزنامه ی یدک به مناسبت ترور
ناصرالدین در سال ذ1268 ه . ق منتشر شد. بعدها روزنامه های یدک با عنوان
روزنامه های فوق العاده منتشر می شد.


(2)از گفته ها و نوشته های سید محمد بهشتی





زير نظر هيئت رييسه شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

نشر مطالب مندرج در سايت pezeshkanomoomigilan.ir با ذکر نشاني سايت آزاد است.

version 2.0 Site Designer & dataBase creator: alirezatayari@gmail.com visitor: 2279839

 

Locations of visitors to this page