سايت شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

خانه| نشريه  |درباره ما|درباره ما| ارتباط | 



پزشك نمونه  كيست؟

دكتر مهرداد ب. محمودي





1- دكتر " سون يات سن" پزشكي اهل چين كه در هنگ كنگ تحصيل كرده بود، پس از مراجعت به كشورش پايه گذار جنبشي استقلال طلبانه شد كه توانست در مدتي كوتاه جنوب چين را از سلطه ي ژاپن برهاند و زمينه آزادي شمال چين را نيز فراهم سازد.
او با تاسيس حزب " كومين تانك" (= حزب ملت) در سال 1905 موفق شد همه نخبگان ناسيوناليست و تحصيل كردگان چيني را گردهم آورد و در هيئت تشكيلاتي منسجم و مبارز سازماندهي كند.
پس از فوت دكتر سون در سال 1925 – كه به اسطوره ي مردم چين و كاريزمايي در حد كنفوسيوس تبديل شده بود- رهبري اين حزب از سوي اعضاي آن به " چيان كاي چك" (شوهر خواهر زن وي) كه فرماندهي كل قوا را در دوران سون يات سن بر عهده داشت و سخت مورد اعتماد وي بود سپرده شد و او نيز موفق شد با همراهي ساير نيروهاي ميهن دوست، منطقه ي شمالي چين را نيز از استعمار ژاپن رهايي بخشد و زمينه ي ايجاد چيني يكپارچه و مستقل را فراهم آورد. اين در حالي بود كه هنوز حزب كمونيست به رهبري " مائو تسه تونگ" فاقد توانايي و نفوذ لازم براي رسيدن به قدرت بود و هنوز مراحل شكل گيري و گسترش نفوذ خود در بين مردم چين را سپري مي‌كرد.
2- دكتر " ارنستو چه گوارا" پزشك متخصص پوست اهل آرژانتين مبارزي نامدار و اينترناسيوناليست بود كه رد پاي او را مي‌توان در غالب جنبش‌هاي آزادي بخش دنيا و به ويژه آمريكاي لاتين جستجو كرد؛ از كوبا گرفته تا شيلي، بوليوي، نيكاراگوئه و... كه مهم ترين دوره مبارزات انقلابي او به سازمان دهي گسترده و موفق جنگ‌هاي چريكي در كوه‌هاي " سيراماسترا" ي كوبا در كنار "فيدل كاسترو" (رهبر فعلي كوبا) اختصاص داردكه نهايتا به پيروزي انقلاب كوبا در بيخ گوش آمريكا منجر شد( كوبا در 110 كيلومتري امريكا قرار دارد) " دكترچه" پس از پيروزي و تثبيت انقلاب كوبا، بي آن كه سهمي‌از انقلاب مطالبه كند، راه كشورها و جنبش‌هاي ديگر آمريكاي لاتين را در پيش گرفت و سرانجام نيز در بوليوي در جريان يك نبرد، در حالي كه فشنگ‌هايش به اتمام رسيده بود،ازسوي ارتش مزدور بوليوي كه توسط كارشناسان c.i.a مديريت مي‌شد محاصره، دستگيرو به شكلي بي رحمانه به رگبار بسته شد.
3- دكتر " جرج حبش" پزشك متخصص جراحي عمومي‌اهل فلسطين، پايه گذار جنبشي مسلحانه با نام " جنبش خلق براي آزادي فلسطين" شد كه در كنار " جنبش الفتح" به رهبري " ياسر عرفات" و جنبش دموكراتيك براي آزادي فلسطين " به رهبري " نايف حواتمه" نقشي برجسته در مبارزات مردم فلسطين ايفا كرد.
عقب نشيني اسرائيل از مواضع سياسي پيشين خود و تن دادن به تشكيلات حكومت خودگردان فلسطين ( كه هم اينك در كرانه ي باختري رود اردن و نوار غزه در حال فعاليت است) بي گمان محصول سال‌ها مبارزه و نبردهاي قهرمانانه اين پزشك مبارز و نيروهاي تحت فرمانش و نيز نيروهاي الفتح و ساير سازمان‌هاي مبارز فلسطين است.
4- دكتر" آگوستينو نتو" پزشك متخصص زنان و زايمان اهل آنگولا، كه دوره طب عمومي‌و تخصص زنان خود را در ليسبون پايتخت پرتغال گذرانده بود، پس از بازگشت به كشورش پايه گذار جنبشي مردمي‌و مسلحانه عليه پرتغال شد كه پس از بيست سال مبارزه قهرمانانه و نابرابر در كنار ساير نيروها و سازمان‌هاي ميهن پرست، سرانجام توانست آنگولا را از سلطه پرتغال خارج سازد.
گفتني است كه مردم قدرشناس آنگولا به پاس همه خدمات و زحمات طاقت فرساي اين پزشك مبارز و عالي قدر، او را در اولين انتخابات سراسري با اكثريتي قاطع به عنوان نخستين رئيس جمهور كشور نو استقلال خود برگزيدند.
5- دكتر سالوادور آلنده پزشكي سياستمدار اهل شيلي كه با روشي متفاوت از دكتر "چه گوارا" به مبارزات پارلمانتاريستي روي آورد وپس از چند دوره راه يابي به مجلس شيلي و دو دوره شكست در انتخابات رياست جمهوري سر انجام در بارسوم به رياست جمهوري مردم شيلي انتخاب شد و دست به اصلاحات گسترده اقتصادي،اجتماعي وسياسي زد وهنگايكه در 11 سپتامبر 1973 كاخ رياست جمهوري اش توسط ارتش مزدور و امريكائي پينوشه مورد بمباران هوايي قرار گرفت با مقاومت قهرمانانه ودليرانه اش نشان دادكه در دلاوري نيز چيزي كمتر از همكار و دوست نزديكش دكتر "چه گوارا" ندارد.
و.....
اين مردان بزرگ نمونه‌هايي از هزاران پزشك مبارز و نامدار در سطح جهان اند و اگر بخواهيم همه پزشكان كمتر شناخته شده و گمنام ديگر گيتي را نيز فقط نام ببريم طوماري بي گمان طولاني و خارج از حوصله اين بحث خواهد شد. ولي پرسش اين است كه آيا اين مردان بزرگ، به اعتبار تنها " مبارز بزرگ" بودن شان، مي‌توانند " پزشك نمونه " نيز قلمداد شوند؟
پاسخ " نه" به اين پرسش، اگرچه دشوار مي‌نمايد، ولي بايد اذعان كرد كه درست ترين پاسخ است! زيرا اگر قرار باشد پزشكي " نمونه" قلمداد شود، حتما لازم است افزون بر مشاركت داشتن – كم يا بيش – در مبارزات اجتماعي و سياسي مردم شهر و كشورش، دست كم از دو مؤلفه مهم ديگر نيز بهره داشته باشد:
الف: عالم، دانشمند و به روز (Uptodate) بودن در حرفه خويش
ب- برخورداري از سجاياي اخلاقي نيكوي پزشكي – هم اعتقاد داشتن و هم عمل كردن – و حداقل سجاياي اخلاقي نيكوي يك پزشك، كه در سراسر دنيا مورد اعتقاد و ايقان همگان است، اندرزها و گوشزدهايي است كه با نام " سوگند نامه بقراط" شهرت يافته است؛ همان سوگندنامه اي كه ما همه پزشكان ايران زمين موظف شده ايم در آخرين لحظه فارغ التحصيلي خود آن را با صداي بلند بخوانيم و امضا كنيم و به عنوان سندي ماندگار و تعهدآور – هم به لحاظ اخلاقي و هم به لحاظ حقوقي – در آخرين برگ پرونده دوران دانشجويي و اولين برگ پرونده دوران طبابت خود به يادگار بگذرايم.
اما غرض از اين يادداشت و حاشيه پردازي در مورد پزشك نمونه چيست؟
يكي از اقدامات ارزنده سازمان نظام پزشكي كشور در سال‌هاي اخير اين بوده است كه نخستين روز شهريورماه هر سال – كه مصادف با زاد روز حكيم ابوعلي سينا است – به نام " روز پزشك" خوانده شود. پيش از پرداختن به بحث اصلي بايد اذعان كرد كه انتخاب اين روز به عنوان روز پزشك از مناسبتي بسيار نيكو برخوردار بوده است، زيرا ابوعلي سينا، به گفته همه ي دوستان و دشمنانش، طبيبي به غايت دانشمند بوده و هر سه مؤلفه ي پيش گفته در خصوص يك "پزشك نمونه" را نيز در خود داشته است و مي‌تواند الگويي ماندگار براي همه پزشكان در همه كشورها به ويژه سرزمين ما ايران باشد.
او شخصيت بزرگي است كه " دانته" در جلد سوم (بهشت)از كتاب معروف خود- " كمدي الهي" – او را هوشمندترين فرد غيرمسيحي خوانده و "ويليام‌هاروي" (كاشف دستگاه گردش خون) 600 سال پس از مرگ او در نامه اي به دوست خود- " اوبري" – نوشته است: " اگر مي‌خواهي چيزي بداني، برو از سرچشمه ي دانش‌ها مستفيض شو و كتب ابن سينا،...و ارسطو را بخوان"
با اين حال شگفت است كه برخي از اخلاق گرايان افراطي به اين امر معترض اند و معتقدند كه ابن سينا به لحاظ اخلاقي پزشكي شايسته و موجه نبوده، چون برخي تذكره نويسان گفته اند كه او در اواخر عمر كوتاه پنجاه و هشت ساله و پربارش به " شراب" و " زن" علاقه اي ويژه يافته و در اين كار افراط مي‌كرده است.
با توجه به مسلمان بودن ابن سينا و ارادت ويژه اي كه به ارسطو و آموزه‌هاي اخلاقي او داشت، به نظر مي‌رسد اين گزارش در مورد او- به ويژه علاقمندي (وافر) وي در نوشيدن شراب – فاقد سنديت تاريخي باشد و از سوي حاسدان، مخالفان و دشمنان ابوعلي سينا ( كه كم هم نبوده اند ) عنوان شده باشد.
دشمنان ابن سينا بسيار بودند، زيرا ابن سينا حتي در اصفهان، اگرچه پيشنهاد حاكم اصفهان " ابن كاكويه" ي ديلمي‌را براي پذيرش صدارت عظمي‌نپذيرفت، اما به عنوان مشاور عالي اين سلطان هميشه در مهام امور طرف مشورت قرار مي‌گرفت و با انديشه‌هاي مترقي و نوين خود همواره خشم فئودال‌ها، سرداران و درباريان سلطان را برمي‌انگيخت؛ همان خشم و كيني كه او را دوبار در دربار" شمس الدوله ديلمي" برادرزاده ابن كاكويه در همدان – در حالي كه صدراعظم و پزشك مخصوص سلطان نيز بود- به زندان افكند.
اما در خصوص علاقمندي ابن سينا " به " زن" ممكن است اين گزارش صحيح باشد و مبناي شائبه علاقه وافر او به شراب – كه در تاريخ اين دو را هميشه ملازم هم ذكر كرده اند – نيز شده باشد، زيرا اولا او انساني هوشمند با همه نيازمندي‌هاي يك انسان بود و ثانيا در تمام طول عمر پربارش هرگز همسري اختيار نكرد و از همه مهم تر با هنجارهاي اخلاقي آن زمان (اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم) در اختيار داشتن كنيزهاي متعدد براي انسان‌هاي صاحب منصبي چون ابن سينا، كه افزون بر حكيم بودن، به لحاظ سياسي و اجتماعي نيزاز نفوذ و قدرت وافي در دربار ديلميان ( شمس الدوله در همدان، برادركوچك تر او " فخرالدوله " نوجوان و مادرش " سيده خانم" در ري و "ابن كاكويه" عموي سيده خانم در اصفهان) برخوردار بود، امري بسيار معمول و متداول بود.
با اين حال حقيقت هرچه باشد، حتي اگر بخواهيم نظرات منفي و غيرمنصفانه "تذكره نويسان" مخالف ابن سينا را نيز بپذيريم، باز هم مي‌توانيم او را پزشكي نمونه براي تمام فصول قلمداد كنيم. زيرا او از دو جهت ديگر، يعني دانشمندي و مردمي‌بودن و درگير شدن در مسايل اجتماعي – سياسي زمان خود، آن چنان غني است و در اوج قرار دارد كه اين ضعف (منسوب به وي) مي‌تواند تحت پوشش و زير سايه آن قرار گيرد.
به هرحال با برگزيني زادروز بوعلي سينا به عنوان روز پزشك بدعت نيكويي گذاشته شد و بدعت نيكوي ديگر آن كه قرار شد هر ساله يك يا دو نفر از هر يك از رشته‌هاي پزشكي (پزشك عمومي، تخصصي و فوق تخصصي) به عنوان پزشك نمونه معرفي شوند و اين مهم بر عهده ي انجمن‌هاي علمي‌– تخصصي هر يك از رشته‌هاي پزشكي گذاشته شده است. اما آن چه در اين برگزيني‌ها در چند ساله ي اخير جلب نظر مي‌كند، نبودن سنگ‌ها و شاخص‌هايي تعريف شده و عام است كه اين انجمن‌ها براي انتخاب "پزشك نمونه" مي‌بايد به آن شاخص‌ها رجوع كنند و بديهي است كه اين خود سبب ناهمگوني در انتخاب‌ها بشود.
برخي از انجمن‌هاي تخصصي پيش كسوت ترين پزشك را به عنوان پزشك نمونه گروه خود معرفي مي‌كنند. شكي نيست كه ارج گذاري به هر پزشك پيش كسوتي كاري بس سزاوار و نيكوست، اما تحت همان نام يعني " بزرگداشت پزشك پيش كسوت" و نه " پزشك نمونه".زيرا چه بسا پيش كسوت‌هايي كه از سجاياي اخلاقي بالنسبه خوبي نيز برخوردار بوده اند، اما هرگز به خود زحمت مطالعه روزانه و حتي هفتگي و ماهيانه در زمينه پزشكي را نداده اند و به عبارتي ديگر يك بار براي هميشه از "دانشكده پزشكي" فارغ التحصيل و فارغ المطالعه شده اند! و يا اين كه طي سال‌ها حضور در يك شهر هرگز با دغدغه‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي مردم و مبارزات و درد و رنج‌هاي شان كاري نداشته اند! سر خود را محكم گرفته اند تا سنگ‌هاي بلاي رها شده از طوفان‌هاي اجتماعي وسياسي جامعه بر سر آن‌ها و خانواده شان وارد نيايد و اين البته براي يك پزشك عيبي نيست، اما براي يك " پزشك نمونه" عيبي غيرقابل اغماض است ما نمي‌گوييم كه پزشكان نمونه سرزمين مان بايد چون " دكتر حشمت" – يارو همكار بسيار نزديك ميرزاكوچك خان – باشند و يا چون دكترجرج
حبش يا دكتر نتو... اما بايد با مردم و دغدغه‌هاي اقتصادي،اجتماعي و سياسي شان نيز درگير باشند و اين درگيري مي‌تواند در حد حمايت‌هاي كم يا بيش قدمي، قلمي، مالي و زباني باشد.
آن كه خود را فارغ از همه اين دغدغه‌ها مي‌بيند و معتقد است كه فقط يك پزشك با دغدغه‌هاي طبابت است، صد البته كه پزشكي محترم است، اما در قياس با پزشكان هم طراز او كه اين صفت دوم را نيز به نوعي در خود دارند، قطعا پزشك نمونه نيست.
برخي انجمن‌ها، پزشكي را به عنوان پزشك نمونه خود معرفي مي‌كنند كه پزشكي عالم، حاذق و تواناست، اما به لحاظ اخلاقي و هنجارهاي اجتماعي كه ذكر شد، دچار ضعف‌هاي جدي، آشكار و غير قابل چشم پوشي است و...

دوستان و همكاران عزيزمان در سازمان‌هاي بيمه گر نيز همانند "سازمان نظام پزشكي" و "گروه‌هاي علمي‌- تخصصي" تاكنون تعريفي دقيق، جامع و كامل از پزشك نمونه " از منظر خويش" به دست نداده اند و اين مهم لازم است هر چه زودتر انجام گيرد زيرا مهم ترين شائبه در انتخاب پزشك نمونه از سوي سازمان‌هاي بيمه گر آن است كه نكند مؤلفه ي اصلي انتخاب‌ها توجه به پاسداري (بيش از حد وفادارانه!) از منافع سازمان‌هاي بيمه گر و تن دادن به اجراي مجدانه ي برخي دستورالعمل‌هاي مورد اعتراض جامعه ي پزشكي باشد.
به هر روي حداقل انتظارمان اين است كه سازمان‌هاي محترم نظام پزشكي كشور و شهرستان‌ها و نيز انجمن‌هاي علمي‌– تخصصي كه مسئول برگزيني "پزشك نمونه" در رشته‌هاي خويش اند و نيز سازمان‌هاي بيمه گر كه مصرند هم روز پزشك را جداي از نظام پزشكي جشن بگيرند و هم پزشك نمونه را (از منظر خود) معرفي كنند و در اين رابطه هيچ كاري و مشورتي نيز با سازمان‌هاي نظام پزشكي و انجمن‌هاي علمي‌– تخصصي نداشته باشند، در آغاز جشن‌ها و نيز مقدمه معرفي پزشكان نمونه خود، مؤلفه‌هاي انتخاب خويش را ذكر كنند.

والسلام


زير نظر هيئت رييسه شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

نشر مطالب مندرج در سايت pezeshkanomoomigilan.ir با ذکر نشاني سايت آزاد است.

version 2.0 Site Designer & dataBase creator: alirezatayari@gmail.com visitor: 2279856

 

Locations of visitors to this page