سايت شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

خانه| نشريه  |درباره ما|درباره ما| ارتباط | 










یک روز در مجلس!

دکتر مرتضی عاصفی( رئیس انجمن پزشکان عمومی بیرجند)

به دنبال تشدید تبعات طرح پزشک خانواده در شهرهای زیر 20 هزار نفر و عدم توجه مسئولین وزارت بهداشت و درمان و چندین مورد پیگیری حضوری و مکاتبه ای از طریق رئیس جمهور و وزیر بهداشت، ریاست سازمان نظام پزشکی و انجمن پزشکان عمومی ایران و... و نظر به این که قانون برنامه پنجم کشور مراحل نهایی خود را در مجلس شورای اسلامی طی می کند.آقای دکتر مرتضی عاصفی رئیس انجمن پزشکتان عمومی بیرجند به نمایندگی بخشی از پزشکان عمومی با حضور در مجلس و دیدار با تعدادی از اعضای کمیسیون بهداشت و درمان و تعدادی از نمایندگان سایر کمیسیون ها، چالش ها و آسیب های پیش روی پزشکان عمومی بخش خصوصی در شهرهای زیر 20هزار نفر و تبعات مشابه آن در طرح قریب الوقوع پزشک خانواده در شهرهای بالای 20 هزار نفر در آینده نزدیک را مطرح و پیگیری نمود.
در ابتدا موضوع به آقای دکتر پزشکیان به عنوان بنیان گذار طرح پزشک خانواده در دولت اصلاحات مطرح شد، ایشان در آغاز، ضمن ابراز خرسندی از ملاقات صورت گرفته ، مقدمه ای از طرح و دیدگاه های خود در این رابطه را ارائه نموده و گفتند آنچه در شهرهای زیر 20 هزار نفر در حال حاضر در حال اجرا است پزشک خانواده نیست و با طرح پیشنهادی ما متفاوت است!
آنچه مورد نظرما بود قرارداد خرید خدمت بود. یعنی یک بسته پیشنهادی با تمام مشخصات به یک گروه شامل پزشک، پرستار ، ماما و... در قبال پرداخت وجه مشخص و معینی واگذار شود.
قبلا تعداد بیمار واگذار شده به یک پزشک عمومی بیشتر بود ولی در بودجه پیشنهادی سال 89 قرار است هر 1000 نفر یا 1500 نفر به یک پزشک و تیم مربوطه واگذار شود و پزشک موظف باشد فقط همان جمعیت را ویزیت نماید و لاغیر.
با این مقدمه ایشان پرسش ها از دکتر پزشکیان به شرح ذیل ادامه یافت.
پرسش: بالغ بر 90٪ مطب های سطح کشور مشخصات فنی و نقشه های مصوب وزارت بهداشت و درمان را ندارند و باید تعطیل شوند؟
پاسخ: ممکن است این طور شود و باید عموم پزشکان عمومی کلینیک های شبانه روزی تاسیس نمایند یا مراکز بهداشتی درمانی موجود را اجاره نمایند.
پرسش: یعنی شما از طرحی حمایت می کنید که قرار است 90٪ از مطب های فعال بخش خصوصی را تعطیل نماید؟
پاسخ: ما در پی اجرای سیستم یکپارچه ارجاع و توسعه شاخص های بهداشتی درمانی هستیم!
پرسش: آیا تعطیل کردن بالغ بر 50 هزار مطب (واحد های خدمات پزشکی فعال) در کشوررا ( که ماحصل 40 سال تلاش دولتمردان و قانون گذاران است و ضمن ارائه بخش عظیمی از خدمات سطح 1 به بیماران، اشتغال سالم و قانونمند برای حداقل 100 هزار نفر پزشک عمومی و پرسنل مطب ها ایجاد نموده ) جنابعالی توسعه شاخص های سلامت می دانید؟
پاسخ: به هر حال باید سیستم ارجاع را ایجاد نمود و این کار ممکن است تبعاتی هم داشته باشد!
پرسش: شما این الگو را از کجا آورده اید؟
جواب: از کشورهای توسعه یافته.
پرسش: یعنی در کشورهای توسعه یافته که طرح پزشک خانواده اجرا شده است دیگر چیزی به نام مطب خصوصی نداریم؟
پاسخ: مطب خصوصی ممکن است وجود داشته باشد ولی باید تمامی خدمات ازطریق سیستم ارجاع بگذرد و کلیه قرارداد نای بیمه ها با مطب ها ملغی شده و بیمه واحدی ایجاد شود و فقط با پزشکان خانواده قرارداد ببندند!
پزسش: این که به معنی دولتی شدن بخش سلامت است؟
پاسخ: اتفاقا ما قصد داریم در دراز مدت تمام خدمات بهداشتی و درمانی را به پزشکان خانواده واگذار نمائیم تا دولت این همه هزینه نکند.
پرسش: اکنون که دولت آن همه هزینه می کند اینهمه فشار بر مردم وارد می شود( پرداخت از جیب بیمار نزدیک 70٪ است) با اجرای این طرح ضمن کاهش مراجعه مردم، شاخصهای بهداشتی درمانی تنزل کرده وبراستی چه بلایی بر سر مردم خواهد آمد؟
پاسخ: به هر حال باید هزینه های دولت را کم کنیم!
پرسش: فرمودید 1500-1000نفر جمعیت به هر پزشک واگذار می شود ، در ایام تعطیل تکلیف بیماران چیست؟
پاسخ: در هر محل چند نفر پزشک به صورت کشیک با هماهنگی همکاران جوابگو خواهند بود.
پرسش: در ایام تعطیل همه همکاران مشکلات خانوادگی، استراحت وکارهای عقب افتاده دارند، همکار پزشک کشیک از کجا بیاوریم؟
پاسخ: این به ما مربوط نیست.
پرسش: آیا شما راضی هستیتد که یک پزشک تمام عمر خود را در روستا خدمت کند؟
پاسخ : خیر. پزشک روستا حداکثر 7-5 سال در روستا می ماند بعد می تواند به مرکز شهرستان و استان مهاجرت کند.
پرسش: مطابق طرح شما ، وزارت بهداشت مکلف است در چند سال آینده این طرح را در شهرهای بالای 20 هزار نفر نیز اجرا کند. در آن صورت آیا تمام مردم بین پزشکان مقیم این شهرها تقسیم خواهند شد و دیگر جایی برای پذیرش پزشک از سطوح 1 روستایی و شهرهای کوچک به سمت شهرهای بزرگتر وجود نخواهد داشت؟
پاسخ : خیلی از پزشکان شهرهای بزرگ کم کم از سیستم خارج می شوند!
پرسش: outputپزشکان عمومی برابر آمار موجود نسبه به input آن، تراز منفی دارد یعنی در طول 30 سال گذشته تعداد پزشکان عمومی 4 برابر شده است و با این احتساب خروجی پزشک عمومی از سیستم یک چهارم ورودی آن است و با این اوضاع احتمال جابجایی یک پزشک از روستا به نقاط بالاترتصور نمی کنید بسیار ضعیف است؟
پاسخ: ایشان پاسخ ندادند ، قانع نشدند و خداحافظی کردند.

سخنان و دیدگاه های اقای دکتر پزشکیان و مشابه این سخنان توسط بعضی مسئولین وزارت بهداشت و درمان (آقای مهندس کبیری) ، ضمن ایجاد پرسش های ذکر شده این پرسش بزرگ را مطرح می کند که آیا بالاخره هدف دولت از طرح پزشک خانواده کاهش هزینه های دولت است یا افزایش شاخص های سلامت!
سهم سلامت از تولید ناخالص ملی (GDP) در کشور ما سال هاست کمتر از 6٪ است در حالی که در کلیه کشورهای نفت خیز همسایه و کشورهای در حال توسعه نظیر ترکیه این عدد تا بالای 10٪ است! و در کشورهای توسعه یافته مثل کانادا، آمریکا بالغ بر 14٪ است.
اگر دولت قصد دارد هزینه های خود را در بخش سلامت کاهش دهد یعنی کمتر از 6٪ GDP نماید، سوال اینجاست که بالاخره شاخصهای سلامت به سمت کشورهای توسعه یافته ارتقاء می یابد یا به سمت کشورهای فقیر و عقب مانده نزدیک خواهد شد؟
قضاوت با شما.
آیا اینکه در طی 30 سال اخیر با سیستگذاری صحیح حداقل در 700 شهر این کشور وفق مقررات و قوانین مصوب، مطب پزشک عمومی تاسیس و در کنار آن داروخانه، آزمایشگاه و بعضا سایر واحدهای پاراکلینیکی دیگر ایجاد شده بود. به نحوی که مردم در محروم ترین شهرها و حومه های آن ها به راحتی به پزشک معتمد خود دسترسی داشته و در کمترین زمان ممکن خدمات سطح یک دریافت می نمودند، آیا این توسعه بخش سلامت نبود؟
این که روابط متقابل بیمار با پزشک در حد اعلای خود همانند شهرهای بزرگ در شهرهای زیر 20 هزار نفر شکل گرفته و پزشک علاوه بر درمان بیماران سهم عمده ای نیز در آموزش بهداشت داشته و بیمار پزشک معتمد خود را به عنوان تکیه گاه، گشتاور و پاسخگوی سلامت خود می دانست توسعه بخش سلامت نبود؟ براستی نیاز واقعی مردم در شهرهای زیر 20 هزار نفر چه بود؟!
شاید برخوررای از بیمه خدمات درمانی برای استفاده از خدمات پزشکی ارزان تر که این مهم فقط با تخصیص 20٪ بودجه طرح پزشک خانواده به عنوان حق بیمه اشخاص فاقد بیمه ساکن شهرها ، محقق می شد و ضمن دلگرمی پزشکان معتمد مقیم، شاخص های کمی و کیفی سلامت را نیز در شهرهای مذکور افزایش می داد؟
آیا بهتر نبود مجلس و دولت 80٪ اعتبارات طرح مذکور را صرفا به روستاها و شهرهای فاقد پزشک و گروه های پزشکی تخصیص می داد . تا اولا - حدود 30٪ به حقوق شاغلین طرح پزشک اضافه شود....و ثانیا - مشکل اساسی بهداشت و درمان که در روستاهای محروم بود و هنوزهم ادامه دارد با جذب پزشکان و پرسنل مرتبط تا حد قابل قبولی برطرف می شد؟
و این همه لطمه به درخت در حال توسعه و رشد و نمو سلامت در شهرهای دارای بخش خصوصی فعال وارد نمی شد؟
تعطیلی مطب ها و مهاجرت پزشکان از شهرهای کوچک به سمت شهرهای بزرگ در کجای دنیا توسعه بخش سلامت خوانده می شود؟
سرگردانی بیماران بی نوا که حق بیمه خود را نیزهمیشه پرداخت می کنند، هتک هرمت جایگاه پزشک عمومی، محکومیت پزشک خانواده برای یک عمر آن هم دریک برنامه 24 ساعته خدمت در روستا و... کدام یک توسعه شاخص های سلامت هستند؟ و ده ها سوال دیگر شما همکاران محترم، حال که قرار است مشکل شهرهای زیر 20 هزار نفر گریبانگیر شهرهای بزرگتر شود و قطع به یقین تبعات آن کمتر نخواهد بود چه باید کرد؟ با الگوریتم پیشنهادی وزارت بهداشت در این شهرها حدود 50٪ پزشکان جذب خواهند شد، تکلیف بقیه همکاران چیست؟ لذا پیشنهاد می شود:
اولا اگر نمایندگان محترم مجلس و دولتمردان عزیز، جامعه پزشکی را به عنوان ضلع اصلی و تعیین کننده مثلث سلامت می دانند جامعه پزشکی را در بازنگری قوانین و آئین نامه های پزشک خانواده سهیم نمایند.
ثانیا همکاران محترم بدون توجه به منافع شخصی از تمام توان و نفوذ اجرایی و اجتماعی خود در جهت بازنگری و اصلاح قانون پزشک خانواده در برنامه پنجم توسعه کشور و آئین نامه های مرتبط که قرار است در دولت تدوین شود استفاده نمایند تا این طرح بزرگ به دور از غرض ورزی ها و ناپختگی ها به بلوغ لازم برای اجرای هر چه بهتر نزدیک شود. به امید آن روز


زير نظر هيئت رييسه شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان

نشر مطالب مندرج در سايت pezeshkanomoomigilan.ir با ذکر نشاني سايت آزاد است.

version 2.0 Site Designer & dataBase creator: alirezatayari@gmail.com visitor: 2279854

 

Locations of visitors to this page