سايت پزشکان عمومي گيلان

خانه| نشريه | ارتباط |            لطفاً با ما همراه باشيد ... سايت در حال تکميل طراحي و اطلاعات است.

خانه

آرشيو مطالب 


علمي
صنفي
اخبار
مشاهير گيلاني
خواندني‌ها
گفت‌وگو
ادبيات
اجتماعي
مناسبت‌ها
ديدني‌ها
گيلان‌ما
انتخابات نظام پزشكي
پزشك خانواده
اقتصادي
رخ داد هاي داخلي انجمن
"عقوبت‌ها"‌ي ويكتورهوگو


دريادداشت زيركه با ذوق و سليقه حسين صفري نژاد عزيز فراهم شده است ازانقلاب سال 1848 فرانسه (كه به جمهوري دوم شهرت يافت) نام برده شده كه نبايد با انقلاب كبيرفرانسه (جمهوري اول) كه درسال 1789 رخ داد، اشتباه شود.
درانقلاب 1789 (انقلاب كبيرفرانسه) بورژوازي فرانسه (ژيرندون‌ها = جناح راست) متحد با خرده بورژوازي فرانسه (لاپلن‌هاـ ميان روها)و(جناح چپ =مونتاينارها) توانست ساختار سياسي ملهم ازاشرافيت (اريستوكراسي)، فئوداليزم و رژيم پادشاهي را درهم شكسته، خود را به اريكه قدرت برسانند! اما خود به دليل ديكتاتوري نهادينه شده درذات خود كه به جهت زيستن طولاني در فضاي ديكتاتوري ايجاد شده بود، نتوانستند قوائد بازي دموكراسي را رعايت كنند و نخست جناح چپ به رهبري "دانتون و"مارا "و"روبسپير" رهبران جناح راست و ميان روها را به تيغ گيوتين سپردند و سپس خود به جان هم افتادند!

"مارا " درتاريكي كوچه پس كوچه‌هاي پاريس با چاقوي مردي انتقام جوبه قتل رسيد (توضيح اينكه بسياري ازتاريخ نويسان "مارا " را مسئول قتل عام زندانيان جناح راست در زندان مي‌دانند كه درسال 1794 رخ داد و به " قتل عام سپتامبر" مشهور شد). سپس دانتون ازسوي روبسپيرو پس ازآن، روسپير و دستيار هميشه همراه و نزديكش " سن ژوست" به تيغ گيوتين سپرده شدند.
درآستانه ورود به قرن نوزدهم ميلادي (1795) اداره امور كشوربه گروهي پنج نفره (دايركتوار) كه سنخيتي چندان با رهبران طراز اول انقلاب كبير فرانسه نداشتند رسيد! مهمترين نام درميان آنان ناپلئون بنا پارت قهرمان جوان جنگ‌هاي داخلي و خارجي فرانسه بود. " بناپارت" با استفاده از نبوغ نظامي و هوش سرشارش، درغياب رهبران واقعي انقلاب، به شهرتي روزافزون و كم نظير دست يافت و به ناجي مردم فرانسه مشهورشد؛ تا جائيكه " بتهوون" آهنگسازمشهورآلماني ،" سمفوني شماره سه" خود را به او تقديم كرد؛ اما او نيز دراندك زماني با سوء استفاده از شخصيت كاريزماتيكي كه يافته بود دست به كودتا زد و با تغيير دادن قانون اساسي به سود خود،تاج امپراطوري بر سر نهاد وفرانسه زخمي را به جنگ‌هاي ماجراجويانه وپايان ناپذير ناپلئوني كشاند و گفتني است به همين دليل بتهوون عنوان سنفوني شماره ي 3 را كه قبلاً به ناپلئون تقديم كرده بود ونام آنرا " سمفوني بناپارت" نهاده بود، از او پس گرفت و نام " اروئيكا" يعني " "قهرمان" بر آن گذاشت! ....
ناپلئون سرانجام نخست در پشت دروازه‌هاي مسكو و نهايتاً در جنگ " واترلو شكست خورد و مجدداً لوئي هيجدهم (برادر لوئي شانزدهم ـ كه همراه همسرش ماري انتوانت در جريان انقلاب كبير فرانسه با گيوتين كشته شده بود) در سال 1814 به سلطنت رسيد.
درسال 1830 انقلابي ديگرروي داد و اين بارسلطنت «بوربون‌ها» مشروطه شد (مشروطه ژوئيه) و لوئي فليپ برادرزاده لوئي هيجدهم به سلطنت رسيد و تا سال 1848 حكومت كرد. سال 1848 سال انقلاب براي دست يابي به حكومت جمهوري دوم بود كه برادر زاده ناپلئون (ناپلئون سوم) و" ويكتورهوگو" نيز در آن شركت داشتند كه در يادداشت زير به آن اشاره شده است.
با تشكر از صفري نژاد عزيزكه وجهي ديگرازوجوه مختلف شخصيت ويكتورهوگو اين نويسنده كم نظير فرانسه و جهان را ترسيم كرده است./سردبير


در فرانسه پس از انقلاب 1848 م و پايان پادشاهي لويي فيليپ، رژيم جمهوري اعلام مي‌شود.در انتخابات همين سال ويكتورهوگو به همراه لويي ناپلئون بناپارت، برادرزاده ناپلئون كه خود را براي انتخابات رياست جمهوري پايان سال نامزد مي‌كرد، به نمايندگي شهر پاريس انتخاب گرديدند. اما در سال 1851م لويي ناپلئون طرحي براي تجديد نظر در قانون اساسي به مجلس ارائه مي‌دهد كه موجب آن تجديد انتخابش ممكن مي‌شد، كه البته اين طرح در قانون اساسي راي كافي نمي‌آورد. اما لويي ناپلئون آنچه را كه نتوانسته بود از طريق قانوني به دست بياورد به وسيله كودتا در روز 20 دسامبر 1851م به كمك ارتش و حمايت كليسا به دست آورد؛ در نتيجه مجلس منحل و جمع كثيري از مخالفان از جمله ويكتور هوگو بازداشت شدند. از اين رو براي ادامه مبارزات مخفيانه به بروكسل گريخت. تاكتيك هوگو براي مبارزه با ناپلئون سوم مقايسه حقارت او با عظمت ناپلئون اول بوده به اين منظور او را «ناپلئون صغير» لقب داد.
اما انتشار كتاب «عقوبت‌ها» موجب شد كه دولت بلژيك او را از اين كشور اخراج كند. و وي تا سقوط ناپلئون سوم در سال 1870 عموماً در جزيره انگليسي جرسي ـ در بيست كيلومتري كرانه فرانسه ـ همچنان در تبعيد ماند. «عقوبت‌ها» در هفت كتاب با طنزي گزنده درباره ناپلئون سوم و همدستانش خلق گرديده و به استناد همين اثر است كه مي‌توان ويكتورهوگو را در كنار عناوين شاعر، نويسنده و درام نويس يك طنزپرداز هنرمند نيز دانست.
اكنون بخشي از اين كتاب را مي‌خوانيم.
قصه يا تاريخ
روزي بوزينه‌اي نحيف با اشتهائي شاهانه، در پوست ببري رفت/ ببر مردم آزار بود/ او درنده‌اي سنگدل شد/به خود خونخواري داده بود/ دندان مي‌نمود/و فرياد مي‌زد: من فاتح دشت و دمنم. سلطان مخوف شبهايم/ اين راهزن بيشه‌ها در ميان خارها كمين كرد/ از جنايت و سرقت و نفرت پشته ساخت/عابران را گلو بريد، جنگل را ويران كرد/ كاري كرد كه صاحب آن پوست تن پوشش كرده بود/درغاري ميان جنازه‌ها بسر مي‌برد/ هر كه او را در پوست ببر مي‌ديد گمان به ببر مي‌برد/ غرش‌هاي ترسناكي مي‌كرد/ ببينيد، غار من پر از استخوان است/ در برابر من همه مي‌لرزند و پس مي‌روند و از خانه و لانه مي‌گريزند/ تحسين كنيد مرا ببينيد من يك ببرم/ حيوانات تحسينش مي‌كردند و با گام‌هاي بلند از مقابلش مي‌گريختند/ يك گلادياتور رسيد و او را سردست بلند كرد/ پوست را چون پيراهني پارچه‌اي بر تنش دريد/ اندام لخت اين فاتح را برملا كرد و گفت/ تو جز بوزينه‌اي نيستي.
جزيره جرسي ـ سپتامبر 1852
ترانه
شاعر در اين قطعه براي تحقير ناپلئون سوم، فتوحات ناپلئون بناپارت را به رخ او كشيد. عظمتش چشم تاريخ را خيره مي‌كند.
پانزده سال خدائي بود/ كه پيروزي را بر گردونه توپ پيش مي‌برد/ اروپا تحت سلطه قانون جنگي‌اش/ دست و پا مي‌زد/ تو، ميمون مقلد او، پشت سرش قدم بردار/ موجود حقير/ ناپلئون در نبرد، آرام و با وقار/ عقاب مفرقين را ميان گلوله‌هاي توپ/ پيش مي‌برد/ قدم بر پل آركول گذاشت و از آن گذشت/ بيا، اينها طلاست،غارت كن، بدزد/موجود حقير/ برلن و وين معشوقه‌هايش بودند/ آنها را به چالاكي به تمكين وا مي‌داشت/ دژهان را/ تسخير مي‌كرد/ صد همانند قلعه باستيل را گشود و تسخير كرد/ اين هم سهم تو، فواحش شهر/ موجود حقير/ او ازكوهها و دشت‌ها مي‌گذشت/ برگ نصرت و آذرخش و زمام نوع بشر در دست/ مست افتخاري بود كه آوازه‌اش/ همه جا طنين انداز است/ اين خون است، بشتاب بيا، بنوش/ موجود حقير/ آنگاه كه فروافتاد و دنيا را فرو گذاشت/درياي پهناور دهان باز كرد/ و تو، تو در لجن غرق خواهي شد/ موجود حقير.
جرسي ـ سپتامبر 1853

...................
حسين صفري نژاد
مدرس دانشگاه آزاد اسلامي واحد رشت

5:48:14 AM  12/14/2007    بخش: ادبيات    منبع/نويسنده:شماره 16 و 17 نشريه شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان/حسين صفري نژاد   كد انحصاري: 52

تعداد نظرها تاكنون:0


نام:  

ايميل:  

سايت:  

نظر ارزشمند شما:  

 

 

 

 

 

 

 

مدير سايت   پزشکان عمومي گيلان: دكتر مهرداد ب. محمودي

نشر مطالب مندرج در سايت pezeshkanomoomigilan.ir با ذکر نشاني سايت آزاد است.

visitor: 2280005 version 4.0    Site Designer & dataBase creator: alirezatayari@gmail.com

 

Locations of visitors to this page