سايت پزشکان عمومي گيلان

خانه| نشريه | ارتباط |            لطفاً با ما همراه باشيد ... سايت در حال تکميل طراحي و اطلاعات است.

خانه

آرشيو مطالب 


علمي
صنفي
اخبار
مشاهير گيلاني
خواندني‌ها
گفت‌وگو
ادبيات
اجتماعي
مناسبت‌ها
ديدني‌ها
گيلان‌ما
انتخابات نظام پزشكي
پزشك خانواده
اقتصادي
رخ داد هاي داخلي انجمن
دكتر كلوكه و ماجراي سوء قصد به ناصرالدين شاه
16-02_dr_moshfeghi.jpg


جناب دكتر محمودي عزيز!
با عرض سلام و تجديد ارادت!
در ميان نوشته‌هاي (اينترنتي) نوشته‌هاي (غيراينترنتي)با كمترين كورسوئي كه دارند چه بسا دلچسبي و دلنشيني خاصي داشته باشند و خوانندگان را به حال و هواو فضايي كه تنها در افسانه‌ها آمده است، ببرند و مفهوم : " از هرچه ديو و ددملولم و انسانم آرزوست" را برسانند!
متن‌هاي غير اينترنتي بپوست با اين هدف تنظيم شده است! پيشنهادم اين است كه هر دو متن در يك شماره به چاپ برسد!/
لاهيجان ـ دكتر بهمن مشفقي




روز يكشنبه 28 شوال سال 1248 قمري برابر با 1851 ميلادي ناصرالدين شاه مورد سوء قصد سه تن "بابي " قرار گرفت. به دنبال آن شاه دستور دستگيري پيروان " باب " را صادر كرد. و ملايان و درباريان بدين كار پرداختند : " در اين هنگام علماي بلد و چاكران درگاه از حضرت شاهنشاه خواستار شدند كه هر كس اين مردم مرتد را كه مخرب دين سيدنا و قاصد جان شاهنشاه اسدالله به دست خويش سر بر گيرد او را ثواب جهاد اكبر باشد. بهتر آن است كه شاهنشاه داده خواه هر يك از ايشان را به دست طايفه اي از مردم سپارد تا عرضه هلاك و دمار سازند و در اين ثواب انباز باشند. و ديگر اين كه اين جماعت بدانند كه تمامت مردم ايران در خون ايشان شريك اند.
شاهنشاه (ناصرالدين شاه) اين سخن را پسنديده داشت و ميرزا نبي دماوندي را به مدرسه دارالفنون فرستاد تا معلم و متعلم فراهم شده او را پاره پاره كردند "البته بسياري از معلمان و متعلمان مدرسه را مثله كردن بدن آدمي به دست خود متنفر و بيزار بودند اما چاره اي جز اطاعت نداشتند زيرا اگر اين كار را نمي كردند خود به تهمت " بابي گري " گرفتار مي‌شدند!
تنها كسي كه از ميان نزديكان شاه در اجراي حكم نسبت به يكي از محكومان شركت نجست دكتر " كلوكه " بود. دكتر كلوكه به دربارياني كه به او كفته بودند كه در اين كار شركت كند تا ميزان خدمت گذاري و ارادت صميمانه اش به شاه ثابت شود به طنز و كنايه گفت : " من در حرفه ي طبابت رعاياي پادشاه را مي‌كشم لذا روا نمي بينم كه در كشتن اينان شركت جويم! "
دكتر كلوكه پس از مدتي اقامت در ايران زبان فارسي را خوب آموخت و به اين زبان آسان و روان صحبت مي‌كرد. دكتر كلوكه به قول معاشرين، جوان سي ساله رعناي خوش قد و قامت و خوب روي و باهوش و ظريفي بود.
عجيب تر از همه اين كه اين پزشك جوان فرانسوي همچنان تا نه سال پس از مرگ محمد شاه قاجار در بسياري از حوادث كه در ايران روي داد دست داشت. در اين ميان در ماه شوال سال 1271 قمري در اوايل تابستان دكتر كلوكه دختر جواني از ارمنيان تهران را به زني گرفت و از اين وصلت بسيار شاد بود. و اظهار وجد و سرور مي‌كرد.
اما در گرما گرم اين نشاط پس از گذشت چند روز از اين ازدواج اين خبر عجيب در تهران منتشر شد كه دكتر ارنست كلوكه طبيب فرانسوي دربار تهران شبي به جاي "عرق " سم مهلكي را خورده و مرده است! پيداست كه طبيب حاذقي مانند او ممكن نيست دواي سمي را با " عرق " اشتباه كرده باشد و به همين جهت درباره مرگ او در همان زمان چيزها مي‌گفتند و هنوز هم تاريخ بد گمان است.
منابع و مأ خذ : مدرسه دارالفنون – اقبال يغمايي – نشر سردا – چاپ اول.1376

---
دكتر بهمن مشفقي
پزشك عمومي
نشاني : لاهيجان، خ شهيد كريمي، پلاك 116
تلفن : 223343 – 0141


12:11:26 PM  12/14/2007    بخش: خواندني‌ها    منبع/نويسنده:شماره 12 و 13 نشريه شوراي هماهنگي پزشکان عمومي گيلان/دكتر بهمن مشفقي   كد انحصاري: 51

تعداد نظرها تاكنون:0


نام:  

ايميل:  

سايت:  

نظر ارزشمند شما:  

 

 

 

 

 

 

 

مدير سايت   پزشکان عمومي گيلان: دكتر مهرداد ب. محمودي

نشر مطالب مندرج در سايت pezeshkanomoomigilan.ir با ذکر نشاني سايت آزاد است.

visitor: 2279987 version 4.0    Site Designer & dataBase creator: alirezatayari@gmail.com

 

Locations of visitors to this page